تبليغاتX
(کلبه پریا (محیطی کاملاً دخترونه
سه شنبه 31 اردیبهشت1387
صفحه چهارم

۱) من همون هستیه آرومم. فقط یه کم خستم......کسی که چیزه دیگه ای فکر نمیکنه؟

به سلامتی این رتبه های کوفتی هم اومد و تکلیف ما هم معلوم شد...آره عزیزم همونیه که فهمیدی.

میخوام برم معتاد شم

(دقت نکن الکی پدرجان دادم صورتمو شطرنجی کردن)

این وضعه کنکور دادنه منه

نمیدونم اون موقع که رشته ارشد انتخاب می کردم اعتماد به نفسم کجام بود که رشته ای رو زدم که فقط ۳نفر روزانه فقطم تو یه دانشگاه خاص میگیره

صبح بدو بدو رفتم نت دیدم رتبم شده چهل و شش

چیه حسودیت شد؟؟؟

آخه یکی نبود بگه پدرآمرزیده رتبه کنکوره لیسانست زیر ۱۰۰ بود یا معدل دیپلمت بالای ۱۹ که اینقدر گنده ...وزی کردیبشینم فکر کنم میخوام چه تصمیمه منحصربفرد و متفکرانه ای بگیرم ایندفعهخدایی کدومتون میتونست اینقدر قشنگ گند بزنه به همه چیز؟؟؟هان؟

عمادم یه چیزی تو همین مایه ها بود رتبش. البته رشتش با من فرق می کرد

شماها چطور بود رتبه هاتون؟ امیدی هست؟

۲) لثم به شدت هر چه تمام تر داره سعی میکنه پیر منو دراره

فعلاً برم به کارای مهمم برسم

 

نوشته شده توسط پریا در 15:15 | | لینک به این مطلب
دوشنبه 30 اردیبهشت1387
صفحه سوم
 ۱) کارشناسان عزیزی که امسال کنکور ارشد دادن امشب حدود ساعت ۸ یه سر به سایت سازمان سنجش بزنن. پارسال شب روزی که اعلام کرده بودن جوابا اومده رو نت

خودمم نفهمیدم چی شدکلاً امشب یه سر بزنین دیگه.....

۲) اگه یه دفعه دیگه به سرم بزنه کفش نو بپوشم دانشگاه از .... خرترممثلاً اومدم اولین نفر به عماد نشون بدم که به به چگده چفشم اوجگله. لنگه چپش که با هر قدم درمیاد، لنگه راستشم پامو میزنه .الانم به جای خوشتیپی همش دارم التماسش می کنم یه ذره آرومتر راه بریم الان کفشم درمیاد، آی داره پامو میزنه

عماد خواهر نداره. مامانشم کلاً آدم کار درستیه و همه فامیل و صد البته پسربزرگش عماد کلی قبولش دارن. من نمیدونم چجوری همه کاراش درسته خب؟مثلا امروز به من میگه چرا چشماتو نمی بری وقتی کفش میخری؟منم از اونجایی که میدونم همیشه حرفه حقو میزنه گفتم همه کفشای زنونه همینن. مال مامان و خواهرم هم همیشه همینهمیگه پس چرا مال مامان من اینجوری نمیشه؟

هی هی هی خواهر الانم نشستم تو سایت دانشگاه به جای تحقیقات علمی درمورد قلب دوم داغونم غر میزنم اصلا هم حالیم نیست کلی کار دارم

فعلاً بای

پی نوشت: دعا کنین پست بعدی با خبرای خوب برگردم. جواب کنکور و....

نوشته شده توسط پریا در 10:30 | | لینک به این مطلب
یکشنبه 29 اردیبهشت1387
صفحه دوم

۱) امروز صبح رفتم کرانلت(جراحیه لثه)خیلی وحشتناک نبودا....اما دکتره کمی تا قسمتی با آدم خورا فامیل بود. حالا خوبه من از همکار جون جونیش معرفی نامه داشتم وگرنه منو به عنوان ناهار می خورد

برا روشنسازی مطلب حرفاش به دستیارش موقعی که دستش به صورت بسسسیار غیر رمانتیک تا آرنج تو حلق من بود:

این تیغ چرا کنده؟ برا فردا عوضش کنیا.............

ساکشن خونا رو خوب نمیگیره ها  (حالا دهن من هی پره خون میشه......با اجازتون چند قلپ هم نوش جان کردم تا خفه نشم )

این .....(اسم دستگاهو نفهمیدم چیه خب؟؟؟) درشو خوب نبستی آبارو میپاشه بیرون. یعنی داشت خونا رو رقیق می کرد راحت تر قورتش بدم ؟

...........

حالا دیگه نمی گم تا حالتون بیشتر از این بهم نخوره

۲) من و عماد امسال امتخان فوق دادیم و این روزا منتظر جوابشیم. اینجور که رادیو اعلام کرده سه شنبه جوابا میاد

راستش اصلا دلم نمی خواد جوابا بیاد. ما خودمون دعا می کنیم. شما هم پلیز دعا کنید.

خرج نداره که....تازه برا رابطتتون با خدا هم خوبه...

این پستا خیلی مبتدیانست...میدونم. روش بیشتر کار میکنم

تا بعد بای

 

نوشته شده توسط پریا در 16:8 | | لینک به این مطلب
شنبه 28 اردیبهشت1387
صفحه اول

سلام من هستیم

همیشه میگم ۲۰ سالمه اما وقتی عماد میگه چندددد؟ مجبورم بگه فرقی نمی کنه که عسیسم . خب  ۲۲

اول از همه بگم که عماد رو خیلی دوست می دارم که دلم خنک بشه که بالاخره در یک مکان عمومی اعلام کردم  اعتراض هم فایده ای نداره عماد جون این خطو پاک نمی کنم

خیلی وقته می خوام وبلاگ درست کنم اما هردفعه یه چیزی میشد که ایندفعه دوست گلم سارا خانومی تشویقم کرد که الان در خدمتتون هستم. مرسی سارا جون

دیگهههههههه ....

آهان! امسال فارغ (التحصیل بابا) میشم به سلامتی اگه یه استاد بی تربیتمون بذاره(تو پست اول نمی خوام نکته منفی باشه. بعدا میگم مفصل)

فردا هم وقته جراحیه لثه دارم  که به علت پایین بودنه فشار خون یه کم نگرانم. البته قراره گوی(همون قوی) باشم ایندفعه. حالا نمیدونم اینکه فشار خون آدم ذاتاً پایین باشه دقیقاً چه ربطی به قدرت داره؟

اطرافیانم میگن کمی تا قسمتی لوسم که البته همشون شوخی می کنن

میدونم اینجا خیلی خلوته اما خودمو زیاد ناراحت نمی کنم. به زودی شلوغ میشه خب

اینم ماله هرکی بهم سر زد

فکر کنم برا پست اول بدک نبود

خوش باشین بای

 

نوشته شده توسط پریا در 16:24 | | لینک به این مطلب