دیدین حق داشتم تو پست اول میگفتم اینجا رو آشناهام زود پیدا میکنن؟ فقط ۱۰ تا پست؟؟
مهم نیست کی بوده و از کجا. که البته خودم میدونم از کجا. مهم اینه که دیگه اینجا راحت نیستم.
آدرس وبلاگ همتونو دارم و بهتون سر میزنم. فقط پریا جون ایمیلی چیزی بده که بتونم باهات تماس بگیرم. آخه دوست خوبی مثل تو کم گیر میاد....
بیخیال....لینکمو بردارین. زود هممون یادمون میره یه همچین جایی قبلاً بود.حالا خوبه یه ماهه اینجا راه افتاده وگرنه من چه حالی داشتم؟
اینجا رو چند روز دیگه حذف میکنم
مواظب خودتون باشین
سلام بچه ها جون
این چند وقته خیلی سرم شلوغ بود و نمیتونستم بیام پست جدید بنویسم. کامنت هم که گفتم قبلاً بهتون نمیتونم از خونه بذارم. کامپیوترم هر وقت دوست داشته باشه میفرسته، دلشم نخواد ارور میده.....مجبورم صبر کنم تا برم دانشگاه از اونجا کارامو بکنم اما وبای همتونو خوندم.برا کامنتم حتماً دوباره میام.خب؟
خبرای جدید اینکه:
1. یکشنبه ای 7 صبح با عماد قرار داشتیم که بیاد دنبال من تا با هم بریم لوح جشنمونو سفارش بدیم بعدش بریم دانشگاه. وقتی رسیدم اونجا اس ام اس زد که "عزیزم من 8 یا 9 میرسم. برگرد خونه رسیدم خبرت میکنم."
زنگ زدم بهش که آخه من الان برم خونه بگم چی؟ (طبق عادت همیشگیم اصلن ازش نپرسیدم چرا دیر میای......)
خیلی با حوصله گفت یه کاریش بکن دیگه.........معذرت و این حرفا (آخه من خیلی زود دلم میگیره و بغض می کنم. قبلنم گفتم که لوس نیستم...........)
خلاصه یه کم گشتم تا 8 که اومد. منم به روم نیاوردم آخه فکر کردم حتماً باباشو برده رسونده سره کارش. هی اون گفت معذرت من گفتم خواهش تا اینکه گفت تو نمیخوای بپرسی من کجا بودم؟ گفتم آخه از فضولی بدم میاد. خب حالا که خودت گفتی یعنی دیگه فضولی نیست. کجا بودی؟(حالا منم خوشحااااااااااال که داریم میریم لوح بگیریم)
نگو صبح داشته ماما و باباشو میبرده تا یه جایی برسونه که بعد بیاد دنبال من، سر اه میره بنزین بزنه موقع بنزین زدن نازل از شلنگ جدا میشه(به علت نقص فنی) یه عالمه بنزین میریزه رو صورتشو لباسشو چشماش...........
دیگه تا با آب خنک بشورنو برن دکتر شست و شوی چشم با سرم بعدشم خونه و دوش و عوض کردن لباس طول کشیده..............طفلک پوست صورتش سوخته یه ذره هوا گرم میشه ورم میکنه این هوا.........
- کسی میدونه چطور میشه گریه رو کنترل کرد؟ تمام مدت که داشت تعریف می کرد من قل قل اشک میریختم و به این مملکت خراب شده که هیچیش مثه آدم نیست فحش میدادم.
واقعاً اگه راهی برا کنترل گریه بلتین بهم بگین خیلی وقتا آبرومو برده.........مثلا جاهایی بوده خواستم خودمو قویتر از این حرفا نشون بدم اما.......
2) لوحامونو سفارش دادیم طرح چوبه با جای امضای استادا و 2 تا عکس و متن. ایشالله گرفتم عسکاشو براتون میذارم.....دنبال کارای دیگه جشن هم هستیم : موسیقی و لباس و مدال و این حرفا که کلی داره ازمون انرژی و وقت میگیره. آخه مفت خورای گروهامون همچین کم هم نیستن ماهم به خاطر خودمون افتادیم دنبال کارا..........![]()
3) به وبلاگت که سر میزنم دلم میگیره خیلی
. این ظلما حقت نبود. نمیدونم جدیدا چرا انقدر از این چیزا میشنویم. ایشالله دلت زودتر شاد شه خانومی هر چیزی لیاقت میخواد. الان دیگه به کسی که متوجه نیست و جنبه نداره محبت کنی میشه وظیفت........من میگم تصمیمتو هر چی میخوای بگیری بگیر.....اما شاید اونم تحت فشاره و نمیتونه مسئله رو اونطور که هست توضیح بده. این حرفم به این معنا نیست که بدو زنش شو...........اما شاید بتونی فقط ببخشیش....اینجوری اعصاب خودت آرومتر میشه......اونجوری اگه گناهکار هم باشه خودش عذاب وجدان میگیره.خدا جای حق نشسته. حالا ببین زندگی تو چی میشه زندگی اون...........اگه یکی گیرشون نیومد از اون بی حیاها که هر روز همه خانواده با فرهنگشون !!!!! بگن غلط کردیم......
4) چند روز پیش میخواستم یه بسته ای رو با پیک برا دوستم بفرستم، آدرسو رد کردیم. عماد داشت با یه سرعت خیلی کم دنده عقب میومد (لازم به ذکر است که رانندگیش در حد خفن توپپپه...) یه دفعه یه چیزی خورد به ماشین.....تو آینه بغل نیگا کردم دیدم یه معتاد از اینا که صورتشونم سیاهه جلو چشم خودشو انداخت زمین شروع کرد هوار زدن که آی پاااااااااام
از این شامورتی بازیا زیاد شنیدیم ما ا حالا. بهش میگه پاشو مسخره بازی در نیار.
....مرتیکه اول خودشو زده به غش.بعد که دید ما داریم میریم شروع کرد داد زدن.......هر چی ماشین دورتر میشد این بلندتر داد میزد (توجه به غش داشتین که؟!)
بعد 5 دقیقه از اونجایی که قاتل به صحنه جرم برمیگرده من رفتم دیدم صاف صاف نشسته شلوارشو تا کجا زده بالا داره ساندیس میخوره.به 3تا از این پسر سیخ سیخکیا پاشو نشون میده میگه ببین پوستش رفته.اونا هم هی میگفتن نه بابا مسخرش میکردن میخندیدن
گفتم که گیر این کلاهبردارا نیفتین وگرنه طول درمان میگیرن بدببخت میشین میره
فعلاً بای تا ببینم کی میشه بیام
چون کامپیوتره خونه به شدت به نت حساسه نمیتونم به کامنتای خوشگلتون جواب بدم .کلاْ با کامنت مشکل داره خیلی....... معذرت
ایشالله فردا یه سر به همه میزنم و کامنت میذارم. البته امروز همه وباتونو سیو کردم که بخونم
خبر تازه اینکه در عرض ۵-۴-۳ شنبه من ۲ کیلو کم کردممممم(از این شکلکای به شدت خوشحال تصور کنین)
کارای جشن داره کم کم انجام میشه. هرکی یه سازی میزنه و اکثراْ هم ساز مخالف.........حالا اعصاب من و عماد و داشته باشین که این وسط فردین بازیمون گل کرده بود مسوولیت مدیریت قبول کردیم. راستی یادم رفته بود بگم: اون جشن بزرگه بهم خورد.الان قراره فقط گروهه ما و عماد اینا چون تو یه دانشکده ایم با هم باشیم (یکی جلو اونیو که داره میگه قضیه از پیش تعیین شده بوده رو بگیره
دیگه هم خبری نیست. برین درساتونو بخونین آخره ترمی رفوزه نشین!!!!!!!!!
خبر تازه اینکه در راستای پیشنهادات پست ششم برنامه ای مدون برای کاهش وزن و علی الخصوص سایز خود در نظر گرفته ایم
از دیروز صبح رژیم پروفسور اتکینز رو شروع کردم. رژیمه اینجوریه که خوردن همه چیز
آزاده به جز کربو هیدرات. چیه؟ کسی مشکلی داره با جمله قبلی؟ خوب بود گیر میدادم محدودتون میکردم؟![]()
تو کتابش نوشته دوهفته اولش خیلی مهمه که دقیق اجرا بشه. مینویسم هرروز چیاخوردم که هم خودم دستم باشه هم اگه کسی خواست استفاده کنه.
دیروز (سه شنبه ۷ خرداد):
صبحانه: ۲تا گوجه فرنگی+۱خیار+یه عالمه پنیر (باز که نقشه نون پنیر کشیدی
بابا جان نون غدقنه
)
ناهار: ۷-۶ تا کباب تابه ای (با اندازه دست معمولیه یه دختره ۲۰ ساله. هرکی نکتشو گرفت دستش بالا
)
شام: ۵ تا قاشق خورش قرمه سبزی البته بدون برنج با کلی سالاد و ماست
این وسطا ۵ تا گیلاس+۱خیار+آب فراوان هم خوردم چون تو این رژیم مولتی ویتامین و آب بسیار مهمه
امروزم فهلاً ۲تا کباب لقمه+۱۶-۱۵تا بادام شور خوردم
نکته کنکوری: این وبلاگ از روزانه نویسی به وبلاگ رژیمی تغییر نکرده ها
پی نوشت: ظهری رفتیم با چندتا از دخترای گروه تا "ترین" هامونو انتخاب کنیم. نمیدونیم اولش چقدر ذوق داشتم. انقدر بچه ها پشت سر هم حرف زدن و به همدیگه شوخی شوخی متلک گفتن دلم گرفت. ما ۴ سال چه غلطی میکردیم آخه؟؟؟؟؟؟![]()
توضیح "ترین ها": بارزتریت صفت خنده دار هر فرد که البته سعی میشه با احترام مطرح بشه و معمولاْ هم خصوصیات خنده دار انتخاب میشن
مرسی اومدین و نظراتتونو بهم گفتین خیلی خوچال چودم![]()
یه موضوعی هست که بهتر می دونم الان بگم. اگه به ظاهر اینجا توجه کرده باشید چند روزه یه سری نکات رو نوشتم. لطفاً رعایت کنید![]()
هر کسی میخواد بگه متحجرم بگه ولی من با تمام احترامی که برای آقایون محترم قائلم اینجا رو یک محیط کاملاً دخترونه اعلام می کنم و تنها مردی که اومدنش به کلبه ی پریا خانومی نه تنها آزاده، بلکه خیلی هم منو به وجد میاره عزیزه دلم عماد جونه
اکی؟![]()
لطفاً کسی کامنت خصوصی و ... نذاره
باکلاس باشین بابا خونه خودمه ناسلامتی
برنامه های جشن هم داره کمابیش خوب پیش میره
امروز صبح هم رفتم بخیه هامو کشیدم که اصلاً هم درد نداشت خیالتون راحت![]()
پایان ناممو هم دیروز دادم برا صحافی. الانم مثل ..ری که بهش تی تاب داده باشن خوشحالم
مممممممممم
دیگه خبری نیست. متن زیر رو حدود ۲ سال پیش تو یه وبلاگ خوندم. هرچیم فکر می کنم کجا یادم نمیاد اینو گفتم که مشقولوزمبه (زمبه رو که یادتونه؟) صاحبش نشم![]()
سیگار را، اگر چیزه دو نفره ای بود، میشد در خلوت های دونفره از دو طرف کشید
مثل شکلات اینقدر از دو طرف ملچ مولوچ
مثل چوب شور از دو طرف خرش خوروش
تا ماچ و موچ.....![]()
ممنون از کامنتای گل و بلبلتون که روحیه آدمو عوس می کنه. چون من تو خونه نگفتم که وبلاگ دارم، تو نوشتن پست وقتایی که خونه هستن محدودیت دارم
این عکس رو هم پریا خانومی برامون گذاشته که ببینیم و دلمون شاد بشه![]()
۲)
هر سال تو دانشگاه ما هر گروه برا خودش یه جشنه فارغ. ال.. تحصیلی می گرفت که به خاطره این که تعداد افراد کم بود خیلی خوب نمیشد. امسال ما و چند تا گروه دیگه تصمیم گرفتیم جشنمونو با هم بگیریم که با شکوه! بشه![]()
![]()
البته که یکی از اون گروه ها ماییم و صد البته که یکی دیگه از گروه ها گروه عماد اینا![]()
حالا چند تا مسئله پیش میاد:
اول) خیلی از شماها تا الان خودتون درستون تموم شده یا بالاخره جشن کسی رفتین یا حداقل درمورده برنامه های اینجور جشنا چیزایی شنیدین. می خوام اگه برنامه ای به نظرتون جالب بوده بگین که درصورت امکان ما هم اونو اجرا کنیم

اینم بگم که ما تو تهرانیم و از لحاظ امکانات مشکل چندانی نداریم. فقط لطفاً پیشنهاداتتون خیلی گرون نباشه. مثلاً نگین کام. ران و ه.و.من و دعوت کنینا! به این فکر کنین که هنوز مدرکمونو ندادن
دوم) فعلاً یه سری از بچه ها به شدت دارن تو کار کردن ساز مخالف میزنن که باید به حساب اونا هم برسم. کسی میدونه بدون دعوا چجوری میشه یه جماعته مفت خور رو به کار گرفت؟![]()
اگه میخواین بگین بهشون مسئولیت بدیم که کار کنن (مثل بچه های تخس که مبصرشون می کنن. یادش بخیر دوران مبصریام )باید خدمتتون عرض کنم که همون مسئولیت رو هم قبول نمی کنن. یعنی قشنگ این شکلینااااا
سوم) وقتی دانشجویی تو این جشن باشه پس مامان باباش هم هستن. عماد تو این جشن هست. پس.......![]()
من چی بپوشم خب؟آرایش ملایم؟ ....؟.....؟![]()
از دوستانی که در این زمینه تجربه دارن شدیداً کمک می طلبیم![]()
بگین خودتون دیگه. آخه منو از اسمو یه سری خاطرات که عماد براشون تعریف کرده میشناسن اما تا الان به جز برادر کوچیکش که ۲ بار اومده دانشگاه هیچکدوم منو ندیدن![]()
- خانواده ای از لحاظ مذهبی معمولی رو در نظر بگیرین. ما خودمونم اینجوری هستین. یعنی خشکه مذهب نیستیم، گیر بیخود نمیدیم اما به یه سری مسائل اعتقاد داریم
- تو خونوادشون ازدواج فامیلی به شدت مرسومه. تا الانم ۳-۲ نفر از این قانون نانوشته سرپیچی کردن که از بدبختی من خانومای اونا به شدت هر چه تمام تر بداخلاقن و با خانواده شوهرشون قطعه رابطه کردن. حالا خودتون نظر پدر مادرشو در مورده ازدواج با غریبه حدس بزنید![]()
- با این تفاسیر من باید خیلی گل و تو دل برو باشم دیگه نه؟
خب پس شروع کنین به جستجوی من کمک کنین دیگه...![]()
البته رفتم یه مانتوی به شدت خانومانه با عماد خریدم که قبل از پوشیدن شنل تو سالن تنم باشه![]()
جشنمون احتمالاً ۳۰-۲۰ام همین ماهه زیاد وقت ندارما![]()
۴) برا دوستای خوبی که پرسیدن: لثم بهتره فقط فکر کنم لثم خونریزی کرده زیر پانسمانم. فردا میرم بخیه هاشو می کشم![]()
۵) میشه یکی به من بگه چطوری وقتی آفلاین دارم پست می نویسم از این آدمک اوجگلا بذارم؟ کدشو که میذارم همونجوری کدشو ورمیداره مینویسه خب![]()
پی نوشت۱: چه دنیاییه.یکی دنبال کارای یه جشنه، اون یکی داره غصه میخوره. بچه ها یه سر به این لینک بزنید. بیاین متحد شیم و هممون بهش کمک کنیم. نه فقط برای اینکه یه روز کسه دیگه ای هم برای ما دعا کنه. بلکه برای اینکه الان امید داره، بیاین کمکش کنیم تا نا امید نشه
پی نوشت۲: پریا خانوم چفدر دل نازکی بابا. حالا من نتونستم زود جواب کامنتتو بدم تو باید بذاری بری؟ وبم که نداری بیام اونجا غرغر کنم. زود با پیشنهادای توپ بیا![]()
برا من که فرقی نمیکنه بهرحال قبول نمیشم![]()
خداکنه بفهمم چه خیری توش بوده حداقل دلم خنک شه یه ذره![]()
بیاین بگین رتبه هاتون چند شده و کجاها قبول میشین. ببینیم میشه اینجا یه جشن راه بندازیم از این دپرسینگ حاد خلاص شیم یا نه![]()
۲) کسی میدونه معده ی آدم چرا باید داغ بشه و فقط هم با خوردنی های خنک مثله بستنی خوب شه؟![]()
پی نوشت: دوست جونا من وقتی خونه هستم کامپیوترم ارور میده وقتی جواب ردپاهاتونو میدم.
برین تو کامنتدونی جواباتونو اونجا دادم خانومی ها![]()
