تبليغاتX
(کلبه پریا (محیطی کاملاً دخترونه - صفحه ششم
شنبه 4 خرداد1387
صفحه ششم
۱) سلااااااااااااااااام چطورین بچه ها؟ من که به مقدار بسیار زیادی از دپرسی درومدم

ممنون از کامنتای گل و بلبلتون که روحیه آدمو عوس می کنه. چون من تو خونه نگفتم که وبلاگ دارم، تو نوشتن پست وقتایی که خونه هستن محدودیت دارم

این عکس رو هم پریا خانومی برامون گذاشته که ببینیم و دلمون شاد بشه

 ۲)هر سال تو دانشگاه ما هر گروه برا خودش یه جشنه فارغ. ال.. تحصیلی می گرفت که به خاطره این که تعداد افراد کم بود خیلی خوب نمیشد. امسال ما و چند تا گروه دیگه تصمیم گرفتیم جشنمونو با هم بگیریم که با شکوه! بشه

البته که یکی از اون گروه ها ماییم و صد البته که یکی دیگه از گروه ها گروه عماد اینا

حالا چند تا مسئله پیش میاد:

اول) خیلی از شماها تا الان خودتون درستون تموم شده یا بالاخره جشن کسی رفتین یا حداقل درمورده برنامه های اینجور جشنا چیزایی شنیدین. می خوام اگه برنامه ای به نظرتون جالب بوده بگین که درصورت امکان ما هم اونو اجرا کنیم

اینم بگم که ما تو تهرانیم و از لحاظ امکانات مشکل چندانی نداریم. فقط لطفاً پیشنهاداتتون خیلی گرون نباشه. مثلاً نگین  کام. ران و ه.و.من و دعوت کنینا! به این فکر کنین که هنوز مدرکمونو ندادن

دوم) فعلاً یه سری از بچه ها به شدت دارن تو کار کردن ساز مخالف میزنن که باید به حساب اونا هم برسم. کسی میدونه بدون دعوا چجوری میشه یه جماعته مفت خور رو به کار گرفت؟

اگه میخواین بگین بهشون مسئولیت بدیم که کار کنن (مثل بچه های تخس که مبصرشون می کنن. یادش بخیر دوران مبصریام )باید خدمتتون عرض کنم که همون مسئولیت رو هم قبول نمی کنن. یعنی قشنگ این شکلینااااا

سوم) وقتی دانشجویی تو این جشن باشه پس مامان باباش هم هستن. عماد تو این جشن هست. پس.......

من چی بپوشم خب؟آرایش ملایم؟ ....؟.....؟

از دوستانی که در این زمینه تجربه دارن شدیداً کمک می طلبیم

بگین خودتون دیگه. آخه منو از اسمو یه سری خاطرات که عماد براشون تعریف کرده میشناسن اما تا الان به جز برادر کوچیکش که ۲ بار اومده دانشگاه هیچکدوم منو ندیدن

- خانواده ای از لحاظ مذهبی معمولی رو در نظر بگیرین. ما خودمونم اینجوری هستین. یعنی خشکه مذهب نیستیم، گیر بیخود نمیدیم اما به یه سری مسائل اعتقاد داریم

- تو خونوادشون ازدواج فامیلی به شدت مرسومه. تا الانم ۳-۲ نفر از این قانون نانوشته سرپیچی کردن که از بدبختی من خانومای اونا به شدت هر چه تمام تر بداخلاقن و با خانواده شوهرشون قطعه رابطه کردن. حالا خودتون نظر پدر مادرشو در مورده ازدواج با غریبه حدس بزنید

- با این تفاسیر من باید خیلی گل و تو دل برو باشم دیگه نه؟ خب پس شروع کنین به جستجوی من کمک کنین دیگه...

البته رفتم یه مانتوی به شدت خانومانه با عماد خریدم که قبل از پوشیدن شنل تو سالن تنم باشه

جشنمون احتمالاً ۳۰-۲۰ام همین ماهه زیاد وقت ندارما

۴) برا دوستای خوبی که پرسیدن: لثم بهتره فقط فکر کنم لثم خونریزی کرده زیر پانسمانم. فردا میرم بخیه هاشو می کشم

۵) میشه یکی به من بگه چطوری وقتی آفلاین دارم پست می نویسم از این آدمک اوجگلا بذارم؟ کدشو که میذارم همونجوری کدشو ورمیداره مینویسه خب

 

پی نوشت۱: چه دنیاییه.یکی دنبال کارای یه جشنه، اون یکی داره غصه میخوره. بچه ها یه سر به این لینک بزنید. بیاین متحد شیم و هممون بهش کمک کنیم. نه فقط برای اینکه یه روز کسه دیگه ای هم برای ما دعا کنه. بلکه برای اینکه الان امید داره، بیاین کمکش کنیم تا نا امید نشه

پی نوشت۲: پریا خانوم چفدر دل نازکی بابا. حالا من نتونستم زود جواب کامنتتو بدم تو باید بذاری بری؟ وبم که نداری بیام اونجا غرغر کنم. زود با پیشنهادای توپ بیا

نوشته شده توسط پریا در 11:19 | | لینک به این مطلب